این‌روزها...

جهانم پر است از مدیریت یک خانواده چهار نفره و یک خانه ولی هنوز هم خودم در راس امور خودم هستم و اینجا از افکار و علائقم می‌نویسم.

وقتی بهتر می‌نویسم که

نیاز داشته باشم به اندیشیدن، به دیدن خودم، به بررسی شرایط؛ وقتی موضوعی برای تعمق پیدا کنم.

وقتی فرصت خالی داشته باشم مثلن در سفر که دستم خالی‌ست، بهتر می‌نویسم.

وقتی کوزت‌کاری‌های بی‌پایان خانه را سروسامان داده باشم؛ وقتی اول صبح، قبل از هر کار دیگری بنویسم؛ وقتی شاهین کلانتری خط بدهد؛ وقتی جرقه‌ای در ذهنم روشن شود؛ وقتی کسی را برای هم‌صحبتی و هم‌فکری نداشته باشم بهتر می‌نویسم.

هربار که آزادانه می‌نویسم، بهتر می‌نویسم.

روی کاغذ، بهتر می‌نویسم.

با جوهر آبی، بهتر می‌نویسم.

روی شکم که می‌خوابم بهتر می‌نویسم؛ حتی گاهی پشت میز آشپزخانه بهتر می‌نویسم مثلن وقتی منتظرم آب جوش بیاید.

در سکوت معبد شب، وقتی همه خوابند، بهتر می‌نویسم.

وقتی خسته و آزرده‌ام بهتر می‌نویسم.

بعد از خواندن یک نوشته خوب، شعر باشد یا نثر بهتر می‌نویسم.

هر وقت دلم بخواهد بهتر می‌نویسم.

واژه که داشته باشم بهتر می‌نویسم.

وقتی تمیز هستم و لاک زده‌ام بهتر می‌نویسم.

گاهی بعد از نماز، سر سجاده بهتر می‌نویسم.

اگر خیالم از بچه‌ها راحت باشد بهتر می‌نویسم.

گوشی که کنار دستم نیست بهتر می‌نویسم و گاهی که گوشی هست و اینترنت فریبکار نیست و زمان‌سنج را برای ده دقیقه بعد تنظیم کرده‌ام بهتر می‌نویسم.

هرچه بیشتر بنویسم، بهتر می‌نویسم.

شما چطور؟ چه بشود بهتر می‌نویسی؟

 

 

 

0
درباره

می‌نویسم پس هستم.

امکانات
قدرت گرفته از بلاگیکس ©