گاهی، روزها یا حتی لحظاتی را یاد می‌کنی، بی اختیار لبخند می‌زنی و بعد بی‌اختیارتر گونه‌هایت تر می‌شود و تو در کنج جانت، هنوز منتظر فردایی هستی به نام  هرگز.