با عشق، شکوفا کردن کسی را.
· · خواندن 1 دقیقه تجربهاش را داری؟
خودت؟!
در اویی دیگر. چه سوال مسخرهای!
خودم که...؟ خوب...، نمیدانم خودم کوشم. در عشق حل شدم؟ شاید هم ایستادهام جایی، کناری، نگاه میکنم شکوفا شدنش را، با عشق شکوفا شدنش را،
که عشق
آب است: روان،
آفتاب است: تابان،
خاک است: زیر پاش
و عشق است: بیدریغ.
و در عشق، ریشه میدواند، عمیق.
عشق است: آب و آفتاب و خاک و نگاه.
نگاه اگر نباشد، نگاهداری، پایش، اگر شکوفا شدنش را نپّایی که پا نمیگیرد این نهال نوپای لاجان.
به بادی فرومیشکند.
باید بایستی یک گوشهکناری فقط نگاهش کنی و جاری باشی مثل آب و تابان مثل آفتاب و زیر پاش مثل خاک.