The Symposium
· · خواندن 1 دقیقه ترجمه شده به ضیافت، ولی همنوشی است و همگساری و همپیالگی، همراه با هماندیشی که میرسد به همشعفی از دستیابی به درکی مشترک از حقیقت و من اینجا ۲۴۰۰ و اندی سال، دیر به دنیا آمدهام و حسرت حضور در سمپوزیومی را آه میکشم، جناب افلاطون عزیز، که شما از عشقِ بیتن میگفتید و گل میگفتید که من چقدر دنبالش هستم و نیست، نکند این هم فقط یک ادعا بوده مثل آرمانشهر و در میلیونها نفر یکی شاید عشقِ بیتن بخواهد و تقریبن، نیست_در_جهان است یا چون در جسم زن هستم، تنم بیش از منم به چشم میآید و این رنج، سخت مرا میآزارد باشد که نور زخمهایم را مرهم گذارد.