منطقی است؟
· · خواندن 1 دقیقه او در خانه بود. کارش در خانه بود. زندگیش در خانه بود. وسایلش در خانه بود. آسایشش در خانه بود.
او میتوانست از خانه بیرون برود ولی نمیرفت چون بسیار گستردهماتحت بود. او در خانه با خودش، عوالمی داشت.
او زیادی به خودش میرسید و از خودش متشکر بود. او موقع انجام امورات مطبخ، حتمن پیشبند میبست و دستکش دستش میکرد.
او برای انجام کارهای آشپزخانه پومودرو میگذاشت و تا زنگ به صدا در میآمد کار را در هر مرحلهای بود رها میکرد و میرفت مینشست سر نوشتن.
او بسیار زن خودخواهی بود. او خیلی هم خوب میکرد که این مدلی بود. در کله او مدام این صدا میپیچید: "همینه که هست. دو روز دنیا رو که نمیشه توی آشپزخونه گذروند. والا!"