این‌روزها...

جهانم پر است از مدیریت یک خانواده چهار نفره و یک خانه ولی هنوز هم خودم در راس امور خودم هستم و اینجا از افکار و علائقم می‌نویسم.

این روزها...

یک دوره آموزش آرایشگری را شروع کرده‌ام. لاین رنگ و لایت. 

گذشته از اینکه بیماری یادگیری دارم و درمانی برایش وجود ندارد، می‌خواهم آماده باشم که اگر خدا خواست و بنده‌هایش گذاشتند و پولی به دستم رسید چاهش را از قبل کنده باشم.

تو هم مثل من تجربه دود شدن پول را داری؟

۲۰ میلیارد داشتم در روزگاری که می‌شد با ۲۰ میلیارد حداقل ۱۵ تا NX خرید.

چرا نخریدم چون چاهی نکنده بودم. چون فکر می‌کردم: (چندتا دیگه ۵٪ بخوره ۲۰ تومن میشه فلان تومن.)

تمام شد. دود شد و رفت حتی یک دنای ناقابل هم نخریدم که آن روزها ۲۰۰ تومن بود.

بله. حالا دارم چاه می‌کنم. دوست دارم اگر پولی آمد یک مجتمع مد و زیبایی درست و حسابی راه بیاندازم و کارمند بچینم و خودم نظارت کنم و حالش را ببرم.

پی‌نوشت: این چاه کندن برای پول را در پی پستی که برگ 

عزیز درباره پول بادآورده گذاشته بود ابداع کردم.

بله اگر چاه آماده‌ای داشته باشی، پول باد آورده را می‌گیری می‌کنی تویش و دیگر هیچ بادی نمی‌تواند ببردش.

 

18
درباره

می‌نویسم پس هستم.

امکانات
قدرت گرفته از بلاگیکس ©