این‌روزها...

جهانم پر است از مدیریت یک خانواده چهار نفره و یک خانه ولی هنوز هم خودم در راس امور خودم هستم و اینجا از افکار و علائقم می‌نویسم.

تصمیم گرفتم

دیگه شب ساعت ۱۲ به بعد جارو نکشم خونه رو! 

شاید شما متوجه نشید ولی این واقعن تصمیم مهم و سختی بود برای منی که وسواس جارو و گردگیری روزانه دارم. 

چرا ۱۲ شب؟ چون یک مدل بیماری خاص دارم که اقتضا میکنه صبح وقتی بیدار میشم و خونه رو نگاه میکنم باید بی نقص باشه، دارو و درمان هم نداره.

دیشب داشتم یه چیزی درباره وجدان می‌نوشتم یهو وحی شد که آیا همسایه‌ات اگر از این صدای جاروکشی و خودکُشی تو آزار ببیند میتوانی پاسخ دهی؟ یا این آزار را برای خود می‌پسندی؟

دیدم واقعن که خیر و ازین رو دیگر ۱۲ شب که هیچ ۱۰ شب هم جارو نخواهم کشید. خدا کمک کنه دوام بیارم!

راستی فقط ما دختر تورکها وسواس تمیزی داریم یا که چه؟

 

27
درباره

می‌نویسم پس هستم.

امکانات
قدرت گرفته از بلاگیکس ©