این روزها

چند سالیست، به عنوان مدیر خانه و خانواده ۴ نفرهمان، بعد از آزمون و خطای بسیار، به روش مدیریتی غافلگیرانه رسیدهام.
چیست؟ چگونه؟
ساده است و جواب پس داده.
سکوت میکنی و در سکوت خوب فکر میکنی.
لازم نیست کسی بفهمد در سرت چه میگذرد.
همه چیز را بررسی میکنی؛ پول، زمان، خوشایند و بدآیند اعضای خانواده، کارها و برنامههای خودت و سایرینِ محترم، همه را در نظر میگیری، برنامهریزی میکنی و مقدمات کار را فراهم میکنی
و میرسی به لحظه جذابِ رونمایی از یک ایده عالی.
نکته اینجاست که تو آماده پاسخگویی به هر مخالفتی هستی و هیچ راه فراری برای احدی از عزیزانت باقی نمیماند.
طرز گفتن هم مهم است.
مثلن باید بگویی:
برید حمام، ۸ شام میخوریم، ۹ میخابیم، صبح ساعت ۴ داریم میریم الموت!
یا
این فیلم کی تموم میشه؟ بعدش میخاییم دکورو عوض کنیم...
شک نکن اول همه شوکه میشوند ولی کمکم یاد میگیرند کُت تن کیست.
توجه داشته باشید این روش مدیریتی فقط در صورتی منتج به نتیجه است که
۱.برای عزیزانتان خیلی عزیز باشید و در فکرشان بگذرد: بچین، پایهایم.
۲.در برنامهریزیهای قبلی حسابی بهشان خوش گذشته باشد.
(و البته که رئیس همسرجان است.)