این‌روزها...

جهانم پر است از مدیریت یک خانواده چهار نفره و یک خانه ولی هنوز هم خودم در راس امور خودم هستم و اینجا از افکار و علائقم می‌نویسم.

راهنمای نوشتن در قحطی ایده

خب حالا چه خاکی بریزم سرم؟ باز هم الکی منتظر مانده بودم تا ایده‌ای به نتیجه برسم و سپس نوشتن بیاغازم که زکی، فقط پریشان‌تر شدم. هنوز گاهی فراموش می‌کنم که ایده در ۹۹ درصد مواقع هنگام نوشتن شکل می‌گیرد، و پیش از آن اگر زیادی پای بفشاری بر ایده‌یابی فقط خودت را مشوش می‌کنی و سرانجام ممکن است به هر کاری بپناهی جز نوشتن.

خب، امروز از چی بگویم؟ خب امروز از چی بگویم؟ خب امروز از چی بگویم؟ می‌بینی؟ دارم تکرار می‌کنم. این تکرارها توی روزنویسی هیچ بد نیست. تو داری آزادنویسی می‌کنی تا بفهمی کجای کاری، پس قرار نیست نگرانِ کلافگی مخاطب باشی چون اصلن بنای ارائه نداری. مثل تلنبه زدن است، می‌خاهی از ته چاه یا بشکه چیزی بیرون بکشی. پس چه باک اگر هی بگویی امروز چی بنویسم؟ الان چی بنویسم؟ من دوست دارم از چی بنویسم؟ همین‌که کمی تکرارورزیی کنی می‌بینی چیزکی آن گوشه‌موشه‌ها رخ نمی‌نماید، مثلن در همین یادداشت امروزم تکرار باعث شد به این نتیجه برسم که خودِ تکرار بهترین ایده برای امروز است.

بله عزیزم، تکرار کن، دیگر کجا را می‌یابی که بتوانی اینطوری راحت توش تکرار و تکرار و تکرار کنی و کسی نگوید «خفه شو حالم بهم خورد».

 

 

کپی شده از سایت مدرسه نویسندگی چون برام راهگشا بود خواستم شمام یخونیدش

 

6
درباره

می‌نویسم پس هستم.

امکانات
قدرت گرفته از بلاگیکس ©