این‌روزها...

جهانم پر است از مدیریت یک خانواده چهار نفره و یک خانه ولی هنوز هم خودم در راس امور خودم هستم و اینجا از افکار و علائقم می‌نویسم.

این روزها...

 

دنبال چنین کفشی هستم که تا کنون در هیچ فروشگاهی نیافته‌امش. 

کفش در استایل به نظرم خیلی مهم است.

بعضی از اخلاقهای آدمها را از روی مدل و وضعیت کفشهایشان می‌فهمم.

یادش به خیر روزگاری که حریص کفش خریدن بودم، رنگارنگ از همه مدل و چه کیفی داشت با شماره پای ۳۶ کفشهای تک‌ساز خارجی را با قیمت مناسب می‌خریدم. 

هنوز هم هرجا برای show off جهیزیه دعوت می‌شویم مادرهمسرجانم با حالتی خاص می‌گوید نسیم برای جهیزیه‌اش، ۱۰۰ جفت کفش چیده بود پای کمد.

یک بار حقوق گرفتم و همان روز رفتم بازار و ۳ جفت چکمه خریدم! دیوانه بودم؟

ادامه داشت تا اینکه بعد از بارداری اول سایز ۳۶ به ۳۸ تبدیل شد و مجبور شدم به پوشیدن کفشهای پاشنه کوتاه و تنها نقطه امیدواریم این بود که کفشهای خوشگل ۳۶م را برای رایا نگه می‌دارم،

ولی دخترکم تا بچه بود که کفش‌های زنانه من مناسبش نبود حالا هم شده دختری ۱۴ ساله با قد ۱۷۰ و شماره پای ۴۰ . 🧿

گذشته از سایز، اصلن استایل خانم به کفشهای من نمی‌خورد.

خلاصه که یک انبار کفش ۳۶  را کیسه کردیم و دادیم به خیریه چون اهل نگه داشتن چیزی که کارایی ندارد و خاطره بازی و این لوس بازی‌ها نیستم.

یک دوره هم کفشهای بی‌پاشنه رنگارنگ. می‌خریدم ولی حالا فقط مشکی.

این مدلی که دوست دارم را جایی ندیدم حتی چاروق‌دوزی‌های زنجان هم گشتم که شاید چیزی شبیه‌ش باشد ولی نیست که نیست. 

یک خانمی در بیرجند سفارش بافت می‌گیرد ولی به پست اعتماد ندارم.

یک چیزی در ذهنم وول وول می‌زند: کِرم یادگیری‌ست گمانم. 

زبان به دهن نمی‌گیرد مدام می‌گوید برو سرچی کن و یاد بگیر و خودت بباف. 

خواهیم دید چه خواهد شد. 

46
درباره

می‌نویسم پس هستم.

امکانات
قدرت گرفته از بلاگیکس ©