نیم‌فاصله دارم؛ از همه‌چیز از همه‌کس.

نه کسی را می‌فهمم نه می‌خواهم کسی مرا بفهمد.

نه چیزی درگیرم می‌کند نه می‌خواهم درگیر چیزی باشم.

چسبیده‌ام، تنگ‌درآغوش‌کشیده، اما من، در، نیم‌فاصله‌ام و شکافِ این نزدیک‌بودنِ دور را هیچ مَلاتی پر نتواند کرد.

 

 

 

شاید چند دیروز دیگر، این نیز بگذرد...