این‌روزها...

جهانم پر است از مدیریت یک خانواده چهار نفره و یک خانه ولی هنوز هم خودم در راس امور خودم هستم و اینجا از افکار و علائقم می‌نویسم.

این مرحله هنوز برا من قفله.شکر خدا.

میگه آنلاین یه گروه فامیلی داریم: خاله و دخترخاله و دایی و زن دایی و مادربزرگ.

یه گروه دیگه هست دو تا از خاله ها و بچه هاشون فقط.

یه گروه دیگه هست فقط من و مامانم و خواهرم.

یه گروهم هست همه هستن جز دایی و زن دایی برای دورهمی و مهمونی.

_چه خبر ه یه گروه کافیه دیگه!

_این گروه‌های انشعابی برای غیبته!

_اگر با هم اختلاف دارید و غیبتتون میشه  خوب از هم فاصله بگیرید گروه بازی برا چیه؟

_داربم قرار می‌ذاریم برا دورهمی.

_عجب! اذیت نمیشین از هم‌نشینی با کسی که غیبتش کردید؟ می‌تونید راحت لبخند بزنید؟

_چیه مگه؟

_آخه من چشمام رسواس و بنده‌ی بی‌چون و چرای قلبم. نمیتونم دو مدل باشم با آدما.

28
درباره

می‌نویسم پس هستم.

امکانات
قدرت گرفته از بلاگیکس ©