این‌روزها...

جهانم پر است از مدیریت یک خانواده چهار نفره و یک خانه ولی هنوز هم خودم در راس امور خودم هستم و اینجا از افکار و علائقم می‌نویسم.

از کتاب برادرم جادوگر بود:

 

می‌گویم من اصلاً نمی‌خواهم کسی بشوم. من فقط می‌خواهم خودم باشم. اگر ساعدی هست در من است. اگر نسیم یا گلشیری هست در من است. اما من نه تعهّدی به کسی دارم، نه چیزی. من هر چه کرده‌ام برای خودم بوده است. هر چه نوشته‌ام فقط و فقط پریشانی خودم بوده است. یا دست کم از این پس این‌گونه خواهد بود. تعهد من فقط به خودم است…

(اکبر سردوزامی) 

 

نسیم‌نوشت: شجاعت زیادی میخاد که فریاد بزنی و بگی این خودِ من هستم و شبیه کسی نیستم و نمیخام باشم.

گاهی خودمون هستیم اما در ظاهر همرنگ جماعت می‌شیم که تنها نمونیم و من همیشه فکر می‌کنم به کسالت و حال بد بعد از ترک اون جماعت نمی‌ارزه اصلن.

 

و اضافه میکنم این گزین‌گویه از آندره ژید:

بهتر است به خاطرِ چیزی که هستیم از ما متنفر باشند تا به خاطرِ چیزی که نیستیم دوست‌مان بدارند.

11
درباره

می‌نویسم پس هستم.

امکانات
قدرت گرفته از بلاگیکس ©