این‌روزها...

جهانم پر است از مدیریت یک خانواده چهار نفره و یک خانه ولی هنوز هم خودم در راس امور خودم هستم و اینجا از افکار و علائقم می‌نویسم.

وی

خیلی زیاد در اینترنت پرسه می‌زد و از کارهایش عقب می‌فتاد پس چاره‌ای اندیشید: راه انداختن دینگ گوشی؛
و به کودک زبان‌نفهم درونش وعده داد: اگر تا نیم ساعت آینده وارد اقیانوس مواج و بی‌صاحاب اینترنت نشوی بعدش اجازه داری این متن را پست کنی. آفرین. بشین بیسکوئیتت را بخور.
اگرچه نخستین باری نبود که چاره‌ای می‌اندیشید اما نور امید به موفقیت در دلش فروزان بود.
 

بعدنوشت: وی موفق شد😍
 


 

20
درباره

می‌نویسم پس هستم.

امکانات
قدرت گرفته از بلاگیکس ©