حال خوب کوچه لولاگر
ما چند سالیست عادت به شبگردی داریم.
شاید برمیگردد به َشبهای بیخوابی رایا وقتی نوزاد بود و عاجزمان میکرد و آنقدر در خیابانهای شهر پرسه میزدیم که بخوابد.
هنوز هم دخترکم دَدَری است و اگر بتواند بابای دخترپرستش را راضی کند که صدی نود میتواند ما هر شب در خیابانیم.
اگرچه از اتفاقات اسفند تا این روزها خیلی از خیابانهای شب نفرتانگیز شدهاند اما هنوز هم میشود در این شهر جاهای دلخوشکُنَکی پیدا کرد. یکیش پیتزا داود کوچه لولاگر.
فویل پر از کالباسش که سرگرمت میکند تا سفارش حاضر شود.
قیمت مناسبش که برای همه قابل پرداخت است.
غذای با کیفیتش.
حال و هوای صمیمانه کوچه لولاگر.
و امشب چقدر شلوغ بود و خوش گذشت.
نمیدانم چه میشود ولی مطمئنم آرزو دارم این مردم راه نجات را پیدا کنند. آرزو دارم این وتن، وتن شود. آرزو دارم نوشتههای پرچم کشورم فارسی باشد. آرزو دارم پایان شب سیه سپید باشد. آرزو دارم حال خوب کوچه لولاگر سرایت کند به کل شهرم به سراسر کشورم. آرزو دارم خوب زندگی کنیم بیترس از آینده.