این‌روزها...

جهانم پر است از مدیریت یک خانواده چهار نفره و یک خانه ولی هنوز هم خودم در راس امور خودم هستم و اینجا از افکار و علائقم می‌نویسم.

با منی در یمنی

بافتمش به همین قشنگی.

و حالا دنبال یک تندیس خوشگل بودای ۵۰ سانتی هستم که بیاد بشینه وسط این آویز خوش انرژی و مراقبه کنه.

می دونستی که تحقیق اساسی در خصوص الوهیت در دین بودایی انجام دادم: اونجایی که بودا میگه خدا کیلو چند؟ ول کنید این حرفا رو. بپردازید به خودتون. پیروانش هم میگن باشه چشم درست میگی. ولی بعد از مرگ بودا شروع می‌کنن به پرستش خود بودا. 

می دونی چی میگم؟ 

آدم دلش میخاد در پیشگاه بزرگی، بالا بلندی چیزی خودشو به خاک و خون بکشه‌. 

آدمه دیگه دلش عاشقی میخاد بندگی میخاد. اینطوری آفریده شده دیگه. 

حالا هی بگو نه. ما فررررررررق داریم. نداری عزیزم. عاشقی کن. بندگی کن و حالشو ببر.

دیشب ببین چه مایه‌ای گذاشتم که همسرجان رو راضی کردم با خستگی و له شدگی بعد از یک روز کاری دست به دریل بشه و این دلربا رو آویزون کنه.

حالا وقتی دیده میگه به خدا که خستگیم رفع شد هنرت رو دیدیم.

اعتماد کن عزیزم. جای بد نمی‌برمت که. من درست و غلط رو می‌دونم. اعتماد کن.

حالا فعلن یه سری خنزرپنزر با رنگ متناسب داشتم ریختم توش تا بودا پیدا شه.

جایی رو میشناسی تندیس خام پلی استر داشته باشه؟ خودم میخام رنگ‌ش کنم.

شما به این سینی‌ها از جنس روی چی میگید؟ ما می‌گیم سینی کافه قنبر. لیوانشم خریدم. لیوان و سینی برند کافه قنبر😉

 

 

30
درباره

می‌نویسم پس هستم.

امکانات
قدرت گرفته از بلاگیکس ©