این‌روزها...

جهانم پر است از مدیریت یک خانواده چهار نفره و یک خانه ولی هنوز هم خودم در راس امور خودم هستم و اینجا از افکار و علائقم می‌نویسم.

این روزها

کارم شده وابینی خودم، انگار به بازپدیدِ "من" متعهدم. 

ذهن آفرینشکارم مدام در  پی پدید آوردن  چیزی  از دل چیزی دیگر است و آرام ندارد؛ گویا حالا  من، خودم، شده‌ام سوژه‌اش و دست بردار نیست.

گاهی چنان بی‌خودانه و پرخاش‌جو با خودم طرفم می‌کند که گویی دنبال مجرمی در خودم هستم! 

دل‌شیفتگی‌هایم را حلاجی می‌کنم، می‌‌کاوم، می‌تراشم و می‌اندازمشان دور، خیلی دور ، آنقدر که دستم بهشان نرسد و حتی سایه‌رنگی ازشان باقی نماند.

این روزها خودم را پالوده‌تر می‌خواهم.

درباره

می‌نویسم پس هستم.

امکانات
قدرت گرفته از بلاگیکس ©