اسماء از بوی خاک باران خورده گفت و شبیه سازیش با بوی مهر نماز تفی،
یاد بوی نوزاد افتادم که در دنیای من، نظیر ندارد و اینکه از بس پشت گردن پسرکم را بوییده و بوسیدهام که خیلی سال است به پشت گردنش میگوید جابوسی.
یک خال احمدی به قطر ۳ میل هم روی جابوسیش دارد.

حالا عطر نوزادش پریده. خودش میگويد چون سنم دو رقمی شده، مرتیکه فسقلی.
۱۸ سالی میشود بیمهر نماز میخوانم. استادم میگفت سجده روی مهر یعنی بیعت شیعهگرانه یعنی من مشایعت کننده ۱۲ امامم و اگر نباشی نمیتوانی به مهر سجده کنی. کجای کارم اشکال دارد که ۱۸ سال است پیدا و رفع نشده؟
دخترم هر وقت هر حرمی میرویم یک مهر برمیدارد و مهر قبلی که برداشته را میبرد میگذارد. مهر جابجا میکند به قول خودش مهر گِروکِش میکند!
با مهر نماز میخواند. از من خیلی بهتر است.
بچه باید همین باشد. دستکم یک پله جلوتر از پدر مادرش.




